شير على خان لودى
101
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
پس در صفت ديگر شبه مشبّه را به مشبّهبه دهند ، مثال : نوكرانت به گهِ رزم چو خيّاطانند * گرچه خيّاط نيند اى مَلِكِ كشورگير به گزِ نيزه قدِ خصم تو مىپيمايند * تا ببرّند به شمشير و بدوزند به تير چهارم تشبيه اضمار ، كه دو [ شىء ] 91 قابل تشبيه را ذكر كنند و در ميان سخنى مذكور سازند كه علّت مشبّه بود و سامع ، نظر بر الفاظ ، در توهّم مطلبى ديگر افتد و به نظر ثانى دريابد كه تشبيه است ، مثال : راستگو روى تو شمع است چرا پيكر من * به گداز آمده هر لحظه ز شببيدارى پنجم تشبيه كنايه ، كه تشبيه چيزى به چيزى از سياق كلام معلوم شود و صريح مذكور نباشد و از مشبّه كنايه كند به لفظ مشبّهبه بىادات تشبيه ، مثال : عُنّاب شكربار تو هرگاه بخندد * شايد كه بخندند به عنّاب و شكر بر يعنى بر عنّاب و شكر بخندند . ششم تشبيه تفضيل ، كه مشبّه را بر مشبّهبه فضل دهد در صفتى بر سبيل ترقّى ، مثال : تويى چون ماه ليكن ماهِ گويا * تويى چون سرو ليكن سروِ رعنا هفتم تشبيه تسويه ، كه صفتى از صفات خويش و صفتى از صفات معشوق را به چيزى تشبيه كند ، مثال : يك نقطه آيد از دل من وز دهان تو * يك موى خيزد از تن من و ز ميان تو اشتقاق - چنان است كه چند لفظ كه مأخذ اشتقاق همه يكى باشد ، در بيتى مذكور شود ، و مقارنت معنى در اينجا شرط نيست ، مثال : حكيم آنكس كه حكمت نيك داند * سخن محكم به حكمِ خويش راند تضمين - آن است كه در شعر خود مصراعى يا بيتى از غير آرد كه مشهور و متعارف بود ، امّا اگر بيت غير مشهور آوردن ضرور افتد ، شرط است كه اشارهء تضمين به نام شاعر بايد كرد ، مثال اشارهء تضمين : درخورِ حال مىكنم تضمين * بيت آن شاعرِ خجسته شعار بعد از اين دست ما و دامن دوست * پس از اين گوش ما و حلقهء يار مثال ايراد نام شاعر : داغم از دلسختى اين مصراع صائب را كه گفت * گرمخويى آتشينرويى كبابم كرده است